میخوام از برنامه ریزی به روش GTD بیشتر بدونم
سه اصل طلایی برنامه ریزی هدفمند زندگی
اصل اول برنامه ریزی هدفمند زندگی :
60 دقیقه ی اول روزت رو خوب مدیریت کن. یه خواهشی میکنم از این به بعد هر وقت صبح ها از خواب بیدار شدید نرید سراغ یک سری برنامه هایی که اصلا توی برنامه شما نبوده مثلا چک کردن ایمیل، فضاهای مجازی یعنی هر کاری که باعث میشه شما یک واکنشی نسبت به اون رو انجام بدید در 60 دقیقه ی اول روزتون اون رو نیارید .
مثلا شما زمانی که میرید ایمیل هاتون رو چک میکنید خب در پاسخ این ایمیل ها باید یک سری ایمیل ارسال بشه و یا تماس هاتون رو، پس این واکنش باعث میشه یک سری برنامه ها که اصلا جزء کارهای اون روزتون نبودن بیان جای فعالیت های مهم تون رو بگیرن. پس اولین نکته اینه که صبح بعد از بیدار شدن باید انجام دهید افسار زندگیتون رو خودتون توی دستتون بگیرید.
اصل دوم برنامه ریزی هدفمند زندگی :
هر روز سه کار مهمت رو مشخص کن همان جوری که همه ما می دانیم ما کلا دو دسته کار داریم :
1- یک سری کارهای سطحی که نیاز به هیچ استعداد خاصی ندارن مثل چک کردن قرارهای ملاقاتی و یا حالا یه سری جلسات روتین و چک کردن ایمیل و ….
2- ولی یک سری کارها هستند، کارهای پیچیده که نیاز به بهره گیری از استعداد و توانایی ما دارن. این را می دانیم لازم نیست در طول روز ما تمام کارها را انجام بدهیم و فقط لازمه که مهمترین آنها را انجام بدهیم. پس از این به بعد با خودمون عهد بذاریم حداقل در طول روز سه تا کار پیچیده که از استعداد و ذهن ما باید استفاده بشه جزء برنامه مون بیاریم این همان چیزی است که باعث میشه ما پیشرفت کنیم.
کارهای سطحی در اصل همان کارهایی هستن که فقط باعث میشن ما از سازمان اخراج نشین اما کارهای پیچیده همان کارهاییند که باعث رشد و ترقی ما میشوند.
اصل سوم برنامه ریزی هدفمند زندگی:
هر انسانی در طول روز یه سری ساعات جادویی داره، همانطور که اولویت تمام کارهامون یک اندازه نیست مرغوبیت تمام ساعات ما هم در طول روز به یک اندازه نیست.
دانشمندان به این نتیجه رسیدند هر انسانی بین دو نیم تا چهار ساعت وقت مفید داره.
یعنی بالاترین تایمی که میتونه خیلی مفید باشه.
اغلب اوقات این تایمشون اول صبحه البته اول صبح خب میدونید ذهن برای این که بازخوانی بشه یک ساعت تا یک ساعت و نیم زمان داره یعنی اگر شما ساعت 7 صبح بیدار میشید بهترین تایمی که ذهنتون شروع به فعالیت میکنه ساعت هشت و نیمه، پس این تایم رو اختصاص بدید برای کارهایی که خیلی براتون اهمیت دارن.
اینو هم یادتون نره کسایی که هدف و استراتژی دارن خودشون سه تا کار مهم روزشون رو مشخص می کنن و اجازه نمیدن امورات روزمره براشون هدف بذاره
توی این ویدیو بالا میخوام راجب یه شاه کلیدی باهات صحبت کنم که فارغ از اینکه سنت چیه و چی میخوای بهت کمک می کنه هدف هاتو بر اساس علاقه خودت برنامه ریزی کنی و یه برنامه ریزی هدفمند برای زندگیت داشته باشی .
چرا برنامه ریزی نمی کنیم ؟
شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا با وجود این که میدانیم برای رسیدن به موفقیت و اهدافمان باید برنامه ریزی در زندگی شخصی خودمان کنیم، باز هم علاقه ای به برنامه ریزی و عمل کردن به آن نداریم! باید بدانید که این عدم برنامه ریزی موفق دلایل زیاد مختلفی دارد که در ادامه به 4 مورد از مهم ترین آن ها اشاره میکنیم.
1. ترس از محدود شدن
اولین دلیل عدم برنامه نریختن ، این است که میترسیم وقت های آزاد و تفریحمان از بین برود، محدود بشویم، نتوانیم مثل قبل هر کاری که دلمان میخواهد انجام بدهیم و…
در حالی که اصلاً این طور نیست! برنامه ریزی درست نه تنها باعث محدود شدن ما نمیشود، بلکه باعث میشود وقت های آزاد بیشتری هم داشته باشیم! چون اگر این برنامه ریزی دقیق و صحیح باشد، هم به تفریحاتمان میرسیم، هم میتوانیم با قدرت بیشتری به سمت موفقیت و اهدافمان حرکت کنیم و حتی کارهای بیشتری را هم انجام بدهیم.
2. وقتی از برنامه عقب میاُفتیم دیگر ادامه نمیدهیم!
دومین دلیل، این است که وقتی ما فقط و فقط یک کار را نمیتوانیم انجام بدهیم، کلاً بی خیال ادامه برنامه مان میشویم و آن را رها میکنیم.
این کار ما، درست مثل این میماند که وقتی یک سوال را در برگه امتحانی بلد نیستیم، بقیه سوالات را هم جواب ندهیم و قید کل آن امتحان را بزنیم!
دقیقاً همین قدر غیر منطقی! پس انجام ندادن یک کار در برنامه ریزی روزانه، نباید باعث شود ما تمام آن برنامه را انجام ندهیم. بلکه باید باید قدرت و انرژی مان را برای انجام دادن ادامه آن برنامه افزایش دهد.
دوره مدیریت زمان و برنامه ریزی هدیه ما به شما
3. کارهایی که در برنامه مان هست را دوست نداریم
دلیل سوم، از یکی از اشتباهات ما در برنامه ریزی در زندگی شخصی سرچشمه میگیرد. ما معمولاً کارهایی را در برنامه قرار میدهیم که از آنها خوشمان نمی آید. مثلاً:
2 ساعت مطالعه ، 3 ساعت تحقیق علمی، صبح زود بیدار شدن و ورزش کردن و…
خب، مسلماً وقتی ما این قدر سخت برنامه میریزیم، انجام دادنش هم همین قدر سخت خواهد بود. پس باید برنامه ای را طراحی کنیم که هم بشود آن را انجام داد و هم برایمان مفید باشد.
4. حجم زیاد کار در برنامه
خیلی از اوقات هم ما یا یک برنامه ریزی خوب در زندگی نداریم، یا طوری برنامه میریزیم که انجام دادنش کار یک روز و حتی دو روز هم نیست! یعنی تقریباً تمام کارهای یک هفته قبل و بعدمان را در برنامه روزانهمان مینویسیم! طبیعی است که وقتی نمیرسیم تمام کارهایی که مدنظرمان هست را انجام بدهیم، کلاً از ریختن برنامه نا اُمید میشویم
چرا باید نظم در برنامه ریزی داشته باشیم؟
این سوالی است که اکثر افراد بی نظم آن را میپرسند! افرادی که نمیخواهند به هیچ قیمتی عادت بی نظمی خود را ترک کرده و به منظم شدن روی بیاورند. در این مقاله به شما خواهیم گفت چرا باید نظم در برنامه ریزی داشته باشیم و همچنین تکنیک هایی را بیان خواهیم کرد که اگر آن ها را رعایت کنید، بدون شک میتوانید نظم در برنامه ریزی را به وجود آورید!
می خواهید بدونید نظم چطوری در دنیای ما اتفاق میافته ما میدانیم نظم در دو محیط خارج و محیط داخل خودمان یعنی ذهنمان اتفاق میافته. اما واقعاً چطوری؟ البته این رو هم بگم خیلی از افراد میگن تیپ شخصیتی ما گونه ایه که نظم پذیر نیست و از این جور صحبت ها ….
دوره جامع مدیریت زمان و برنامه ریزی با تکنیک های کاربردی
چهار گام ارزشمند نظم در برنامه ریزی هدفمند زندگی
بد نيست که بحث دربارۀ ويژگی مطلوب نظم در برنامه ریزی را با چند سوال آغاز کنيم.آيا شما تا به حال با شخص نامنظم و موفقی برخورد کرده ايد؟ به نظر شما مردم جوامع قانون مند و نظم پذير ، موفق ترند يا مردم کشورهايی که دچار هرج و مرج بی قانونی هستند ؟
در مورد خودتان چه؟ زمانی که کارهايتان را با نظم و ترتيب انجام می دهيد، بازدهی مطلوب تری داريد يا هنگامی که بدون هيچ برنامۀ خاصی و به صورت کاملاً تصادفی به انجام کارهايتان می پردازيد؟
با پاسخ دادن به اين پرسش ها متوجه می شويم، همۀ ما کمابيش با نظم در برنامه ریزی که يکی از اصول موفقيت در زندگی، شغل، تحصيل و ديگر فعاليت ها مواجه شدیم..
شناسایی ترمینال ها :اصلا ترمینال چی هست؟ ما به ترمینال چی میگیم؟ ترمینال محل تجمع کارهای پردازش نشده منظور از کارهای پردازش نشده چیه؟کارهایی که هنوز نمی دانیم چه کاری، چه زمانی و کجا باید انجام دهیم .
یک مثال بزنیم ما همیشه وقتی یه پیامی رو در گوشی مان می بینیم خیلی اوقات از اون مطالب عکس میگیریم که در گالری گوشی ذخیره میشه یا یک سری شماره تماس هایی که از آدم های مختلف دریافت می کنیم که شاید یه روزی به دردمون بخوره، یا روی برچسب های یادداشتی ، مانیتور و در اتاق و …..همیشه کارهایی رو مینویسیم و آویزون میکنیم که همیشه یادمون باشه …
یا مثلا کیف پولمون!!! کیف پول ما چقدر واقعاً کارهای پردازش نشده، رسیدهای عابر بانک که خیلی اوقات اضافه هستند داخلش وجود داره؟ این تمام اون کارهاییه که میتونه وجود داشته باشه پس اینها رو میگیم کارهای پردازش نشده.
اما این کارهای پردازش نشده کجا برای ما ذخیره میشه؟
- در ایمیل هایمان؟
- در ذهن ما؟
بدترین جایی که میتونه وجود داشته باشه، در ذهن ما ، روی دسک تاپ صفحه ی نمایش مان، وایت برد اتاقمان و خیلی جاهای دیگه…..
یا یه چیزی که خیلی هامون باهاش درگیریم از جمله خود من، مدرک های دانشگاهی مان…..مدرک های دانشگاه جزء یکی از چیزایی هستن که همیشه حجم زیادی از ذهنمان روادرگیر میکنن اما خیلی شاید دنبالش نریم که بخواهیم این هارو دریافتشون کنیم.
پس اولین گام نظم در برنامه ریزی اینه که ما بیایم ترمینال هایمان را شناسایی کنیم .
احتمالاً تا اینجای کار باید تعداد ترمینال هایتان را نوشته باشید و اگر خوب و دقیق بهشون نگاه کرده باشید حتماً حداقل یه لیست سی چهل تایی از ترمینال های مختلف را دارید که اصلیترین شان احتمالاً ذهنتونه. اما حالا گام دوم چیه؟
گام دوم نظم در برنامه ریزی
کاهش تعداد ترمینال ها :
ما چرا باید ترمینال ها را کم کنیم؟
چون که میخواهیم فضای ذهنمان را آزاد کنیم، هر چی تعداد این ترمینال ها کمتر باشه آزادی ذهن ما و نظم پذیری ذهن ما بیشتره. خب ببینیم به چه شیوه ای باید کم کنیم اینها را و در نهایت چند تا ترمینال باید داشته باشیم؟ ما مجبوریم در نهایت تعداد ترمینال ها را به زیر ده تا برسونیم و عدد شش عدد توصیه شده ای برای تعداد ترمینال هاست.
چرا به مدیریت زمان نیاز داریم ؟
آقا اگر من 15 تا ترمینال داشته باشم مشکلی پیش میاد؟ نه واقعاً مشکلی پیش نمیاد شما در نظر بگیرید زمانی که قبلش 30 چهل تا ترمینال را داشتید و این تغییر رو داشته باشید که به 15 تا رسیده باشید یعنی عملاً نصف حجم مغزتون رو آزاد کردید و این خیلی اهمیت داره. خب چی میتونه باشه این شش تا ترمینال؟
ترمینال اول ایمیل:
ایمیل جزو یکی از ترمینال های ما باید باشه البته اگر پنج شش تا ایمیل دارید حالا ایمیل ها و جیمیل های مختلف باید اون رو به یک ترمینال تبدیل کنید.
ترمینال دوم دفترچه یادداشت :
دو یک دفترچه یادداشت، یک دفترچه یادداشت سیمی که بتونید برگه ای اون رو جدا کنید و همیشه همراه تان باشه توی کیفتون یا توی جیبتون این میشه یکی از ترمینال هاتون .
ترمینال سوم ترمینال فیزیکی :
ولی ما یه ترمینال اصلی داریم به اسم ترمینال فیزیکی یا سبد یعنی چی؟ یعنی این که ما یک فضایی از محیط خونه رو به عنوان ترمینال اصلی و ترمینال فیزیکی در نظر میگیریم. خود من یک کشو رو در خونه یک برچسب زدم و روش نوشتم ترمینال حالا چه کار میکنه این ترمینال؟ زمانی که شما یک سری کارها و یک سری چیزهای پردازش نشده دارید شما میتونید به این کشو اضافهاش کنید تا کی؟
تا زمانی که زمان پردازش ترمینال ها برسه که گام چهارم هست. پس من یک فضایی را مشخص میکنم که آن فضا هم نباید خیلی کوچک باشد که اگر یک وسیله ای خرید کردید تا موقع پردازشش ما بتونیم توی اون نگه ش داریم.
ترمینال چهارم : ترمینال سیار
اما یک ترمینال فیزیکی سیار میخواهیم مثل جیبمان یا کیفمان ، مواظب باشید اگر یک کیف دارید که چهار تا زیپ دارد ودر هر چهار تا زیپ شما وسیله میذارید وقتی از بیرون میایید خونه رسیدهای عابر بانک یا فاکتورهای خرید یا خریدهایی که انجام میدید .
این خودش چهار تا ترمینال محسوب میشه مثلا من خودم یکی از زیپ های کیفم رو به عنوان ترمینال سیارم در نظر گرفتم و وقتی که از بیرون میام یا یه وسیله ای داخلش دارم اونو برمیدارم و به ترمینال اصلی، ترمینال فیزیکی اصلیمم منتقل میکنم تا این که بخوام اون رو پردازش کنم.
ترمینال پنجم به انتخاب خودتون :
یکی از پیامرسان هایی که باهاش راحتید رو میتونید به عنوان ترمینال پنجم تون نگه دارید
ترمینال ششم
ترمینالی هستش که خودتون انتخاب میکنید من میخوام این نوع ترمینال رو داشته باشم حالا یک نفر فروشنده است میگه که من میخوام دو تا پیامرسان داشته باشم یا این که نمیخوام ایمیل هام با هم باشه و دو تا ایمیل میخوام در نظر بگیرم به انتخاب خودتونه یا این که دو تا سبد فیزیکی در نظر میگیره. یه سؤال پیش میاد اگر یک وسیلهای خراب شد و اون وسیله بزرگ بود ما چه جوری اون رو باید وارد ترمینال کنیم؟
کار زیاد سختی نیست اون رو روی یک تکه کاغذ مینویسیم و اون کاغذ رو به ترمینال اصلی تا موقع پردازشش جابجا میکنیم.
گام سوم نظم در برنامه ریزی:
در این گام میگوییم برای اهمیت نظم و برنامه ریزی باید برای هر چیز یا کاری باید خونه ای وجود داشته باشد به زبان خیلی عامیانه
هر وسیله ای خونه ای داره یعنی چی؟
یعنی ابتدا هر چیزی را که ما دریافت میکنیم حالا میخواهد یک نامه باشد و یا حتی یک خرید باشه که ما انجام داده باشیم، آن را به ترمینالش منتقل میکنیم و بعد از زمانی که موقع پردازش آن ترمینال بود آن را جایگزین میکنیم.
به هیچ وجه حق نداریم زمانی که حالا حتی یک کار هم خیلی کم طول بکشه آن را همان لحظه انجام بدهیم و علت این مسئله هم این است که اگر ما همان لحظه بخواهیم آن کار را انجام بدهیم تمرکز ما از بین می رود و از ناحیه ی زکاوت خودمان خارج می شویم چون همیشه اینگونه کارها برای ما پیش میاد. و این است اهمیت نظم و برنامه ریزی در زندگی
دانلود نسخه رایگان برگه برنامه ریزی روزانه + توضیحات هر بخش
اینجاست که مخاطبین من به دو دسته تقسیم میشوند:
- یک سری از انسان ها که میگویند این حرف ها خیلی حرف های ساده ای و نیازی به بیان کردن شان نیست
- و یه سری های دیگه مثل من که میگویند خب میتونه زندگی منو تغییر بده و من تغییر دادم.
گفتیم که اهمیت نظم و برنامه ریزی در زندگی اینه هر خونه یک وسیله ای باید داشته باشد و مهمان هم نمی پذیرد. یعنی چی؟ یعنی حتی چشم ما هم نمیتونه مهمانش باشد یعنی به جز ترمینال هیچ چیزی نباید در معرض دید ما باشد یعنی محل قرار گرفتنش به گونه ای باید باشد که چشم ما هم آن را نبیند چون باعث می شود تمرکز ما به هم بریزد اما دسته بندی ها به چه صورته ؟
کالاها و وسایلی را که شما ساعتی احتیاج دارید مثل :
موس
کیبورد
کول دیسک
دفترچه یادداشت
یا کتابی دارید مطالعه میکنیدمی تواند روی میز شما قرار بگیرد،
آن هایی را که روزانه یعنی در طول روز یک بار یا دو بار نهایتاً بهشان احتیاج دارید به یک کشو دم دستی مثل
کیف پول
عینک آفتابی
خودکار و..
را در آن کشو قرار میدهید که خیلی جلو چشمتان نباشد چون همین جلو چشم بودن ها باعث ایجاد دغدغه های ذهنی میشود و اهمیت نظم و برنامه ریزی را در زندگی برای ما کم می کند.
آن چیزهایی که هفتگی ما احتیاجشان داریم مثل شارژها در کشوهای یه کم دورتر قرار میدیم و در بحث آرشیو هم خب همهمون میدونیم اون مستنداتی که به روزترند باید نزدیک دستمون قرار بدیم و اون هایی که احتیاج نداریمو دورتر قرار بدیم. احتمالاً فکر میکنید نکات خیلی ساده ایه اما باور کنید بیشترین دغدغه ی استقرار نظم در همین گام سوم اتفاق میافته.
در اصل اصلیترین و مهمترین گام در استقرار نظم که همان پردازش ترمینال هاست. که در ویدیوی زیر بیان می کنیم:
اصل مهم برنامه ریزی برنامه ریزی هدفمند زندگی چیست ؟
برنامه ریزی، تکنیکهای مخصوص خودش را دارد که در ادامه این مقاله با آنها روبه رو خواهیم شد. اما مهمترین اصلی که در تمام برنامهها وجود دارد، هدف است. تعریف برنامه ریزی هم همین را میگوید.
در حقیقت ما کلی برنامه مینویسیم تا به اهداف خودمان برسیم. به عبارت سادهتر، اگر هدفی وجود نداشته باشد، برنامهای هم وجود ندارد. پس قبل از این که برای قلم به دست بگیرید و شروع با نوشتن برنامه خود بر روی کاغذ کنید، بهتر است که هدف خودتان را واضح و روشن مشخص کنید.
تعیین کردن اهداف هم مراحل زیادی دارد که ترجیح می دهم مقاله تکنیک های هدف گذاری را به شما معرفی کنم که بتوانید با استفاده از آن، به خوبی این کار را انجام دهید
ویدیوی زیر تکنیک فوق العاده برای برنامه ریزی هدفمند زندگی
تا حالا براتون پیش اومده که تو طول روز کلی کار انجام داده باشید اما شب فکر کنید که هیچ کار مفیدی رو انجام ندادید و یا اینکه انقدر طول روزتون رو به بطالت گذرونده باشید و شب به خودتون بگید ای کاش فقط همین یک کار رو انجام داده بودم؟ من الان میخوام یک روتین ای رو با شما به اشتراک بذارم که این روتین اگر براتون عادت بشه زندگی کاریتون رو متحول میکنه قانون ((نود- نود-یک))؛
تکنیک 90901 :
دوره جامع مدیریت زمان و برنامه ریزی
ممنون از مقاله مفیدتون
ممنونم ریحانه جان میتونی از منو سایت فیلم های آموزشی رو که روزانه در پیج آپلود میشه ببینی